السيد محمد حسين الطهراني
41
لمعات الحسين (ع) (فارسى)
هستم ؛ إن شآء الله تعالَى . » اشعار حضرت در جواب سوال فرزدق در مورد حركت به سوى كوفه و چون آن حضرت به صَوب كوفه كوچ مىفرمود ، فَرَزْدَق بن غالب كه از شعراى نامى آن عصر بود ، با آن حضرت در راه برخورد نموده و در ضمن ملاقات معروض داشت : اى پسر رسول خدا ! چگونه به اهل كوفه اعتماد مىنمائى ؛ و اينان همانهائى هستند كه پسر عمويت مُسلم بن عقيل و پيروان او را كشتند ! ؟ حضرت براى مسلم طلب رحمت نمودند و فرمودند : مسلم به سوى رَوح خدا و رضوان خدا رهسپار شد . آنچه بر عهده داشت انجام داد ؛ و آنچه ما بر عهده داريم هنوز بر ذمّه ماست . و اين اشعار را انشاد فرمود : وَ إنْ تَكُنِ الدُّنْيَا تُعَدُّ نَفِيسَةً * فَدَارُ ثَوَابِ اللَهِ أَعْلَى وَ أَنْبَلُ وَ إنْ تَكُنِ الأبْدَانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ * فَقَتْلُ امْرِئٍ بِالسَّيْفِ فِى اللَهِ أَفْضَلُ وَ إنْ تَكُنِ الأَرْزَاقُ قِسْماً مُقَدَّرً * فَقِلَّة حِرْصِ الْمَرْءِ فِى الْكَسْبِ أَجْمَلُ